سلام

از قديم كتنه: همه چي از نازكي وسينه، ظلم از سرفتي(كلفتي)

الان هم همينجوره، چون خاننه نوسيه، هر هش سال، تنگ ه لس كننه. اونائي كه مالدار بينه، دوننه: اسب ه بار كردنه و ونه  سر ه  رسن ه  گيتنه،  شه پشت  ه  سر كشينه. اسب اتي كه بورده  بو و خسسه بئي بو،  اتي يواش تر شيه. ونه سره  رسن مالداره دس اتي زيل بيه و اسب ه كشيه ورده. اتي ويشتر  كه بوردبون ، اسب ويشتر خسسه بييه. لينگ ه اشته تور دم و اصلا راه نشيه.

مالدار وينسسه اگه ويشتر بكشه، رسن وسينه و اسب رم كنه. ناچار بيه اتي رسن ه لس هاده تا اسب اتا كمه خسسگي در بكنه . اتي اوو  و  واش بخره. اتي كه بگذشته بو، اسب يواش يواش مالدار پشت سر را كته و همه چي به خير و خشي تموم بيه،  تا اينكه  دوباره  اسب خسسه بئوئه  و دوباره تنك ه لس هاكردن رسن شروع بيه.

بلا نسبت شما كه خوننه ني، الان عما ره اتي كار بكته. هش سال رفسنجاني  ديه، مردم به تنگ بمونه، بدينه اگه همينجور بكشن ، ممكنه  ، رسن پاره بئوئه، خاتمي ره  بياردنه  تا  اتي،  لس هاده. اتي بگذشه ، بترسينه اكه همينجور لس هدا باشه ، ممكنه ديگه نتونن پيش بورن، احمدي نژاد ه  بياردنه  تا  اتي  مردم سر ره بكشه. كار به جائي برسيه كه بدينه مردم لينگ ه هادانه تور دم. بترسينه رسن بوسسه، اسا ديگه روحاني ره (بياردمي )  يا (بياردنه) يا ( در بمو) يا هر جور، ايشالله اتي بووه كه مردم ه  سه  اتا  كمه خار  بووشه.

شما چي گننه ني؟

شمه قربون:عبداله قهقائي

 براي دوستان فارسي زبانم

سلام

ضرب المثلي مازندراني ميگه: همه چيز از نازكي پاره مي شود الا ظلم كه از كلفتي.

آن وقتها كه اسب وسيله ي حمل بار بود، مالدار بار زيادي روي اسب ميگذاشت و افسار آنرا ميگرفت و به راه مي افتاد. اوائل راه افسار شل بود و قدمهاي اسب و مالدار هماهنگ، اسبي كه زير بار سنگين و راه سنگين تر خسته و تشنه و گرسنه ميشد، قدمها را آهسته ميكرد . افسار در دست مالدار و مي كشيد تا به مقصد برسد. كار به جائي مي رسيد كه اسب مي ايستاد و مالدار نيز مي ديد اگر بيشتر بكشد نه تنها قادر نيست اسب را وادار به همراهي كند، هر آن احتمالش ميرفت كه افسار پاره شود و اسب و بار از دستش در رود. به ناچار افسار را شل ميكرد و فرصتي به اسب ميداد تا آب و علفي بخورد و آنگاه با مالدار همراهي كند.

با پوزش از خوانندگان گرامي، داستان ما هم همينطور است.بعد از هشت سال رفسنجاني، به ناچار كمي شل دادند تا خاتمي كار را جمع كند، ترسيدند از دست رود احمدي نژاد آمد تا كمي بكشد، كم مانده بود تا كاملا پاره شود، حال روحاني آمد تا شايد فرجي گردد. اين سيكل هشت ساله ادامه خواهد داشت.

تا نظر شما چه باشد؟

دوستدارتان: عبداله قهقائي