مشاغل قدیم 52- چراغساز
|
|
مشاغل قدیم52
سلام
منور ساز( چراغ ساز)
لغت من درآوردی به مفهوم آنکه چراغهای روشنائی بخش را می سازد و یا تعمیر می کند!!
این نوشته به دنبال سوال یکی از دوستان ، مبنی بر اینکه: چراغ موشی چیست؟ همینطورالکی نوشته شد!
عزیز من، چراغ موشی اولین وسیله ی تولید روشنائی بود که من دیدم و چراغ زنبوری آخرین آن.
برق که بعدا اومد ، را همه تون دیدید ولی چشمتون به قبضش نیفته که قبض روح میکنه!!،
چراغ موشی یک قوطی فلزی در ب دار بوده که وسط دربش رو سوراخ میکردند و یک طناب پنبه ای به عنوان فتیله از اون رد میکردند.داخل قوطی نفت یا هرنوع ماده ی سوختنی مایع (بجز بنزین)میریختندو فتیله را درنفت و درب را می بستند.حالا دیگه چراغ موشی آماده بود .با یک کبریت سر فتیله رو روشن و از نور و بو و دودش بهره میبردند.قوطی مرسوم آنوقتا قوطی روغن ترمز آمریکائی ای بنام (روغن ترمز 21)بود با رنگ آبی. .پیش از اون چراغ پیه سوز استفاده میشد که من ندیدم .نسل پیشرفته ی چراغ پیه سوز شمع است با این فرق که پیه سوز مواد سوختی اش پیه گاو و گوسفند بود و شمع از مواد نفتی (پارافین).
با پیشرفت تکنولوژی، فانوس وارد شد که تا یادم میاد ساخت چین بود (چین از 60 سال پیش هم بلا بود)ماده ی سوختی اش نفت سفید و دارای شیشه ی گرد و وقتی روشن میکردی، مقاوم در برابر باد .(همان فنر خودمان)پرتابل و سبک و خوش دست .کیف می داد شب دستت بگیری و تو کوچه راه بیفتی و سایه ی قدمهایت را روی دیوار کوچه ببینی!!!بعدا فنر های شیشه بلند هم اومد.نسل بعدی که مخصوص داخل اتاق بود (لمپا)است که پایه بلند تر از فنر بود و روشنائی اتاق را بهتر تامین میکرد.لمپاها با توجه به انواع فتیله های آن فرق میکرد .لمپای 15، فتیله تخت داشت وممکن بود یک فتیله یا دو فتیله داشته باشد.شیشه آن در قطور ترین قطر، 15 سانت میشد. البته بعدا باریکتر شد .لامپای دیگر گرد سوز بود و به دلیل گرد و بزرگ بودن فتیله نور بیشتری داشت. شیشه اش یک شکم کروی داشت و لوله ی دراز.سوختش نفت سفید.فتیله ها از پنبه خالص.وسیله ای که فتیله را بالا و پائین میبرد به (مشین به فتح م )همان ماشین ،معروف بود.نسل پیشرفته تر تامین روشنائی چراغ زنبوری بود،که در انواع قدیمی تر، مقداری الکل می ریختند و روشن میکردند تا مسیر چریان نفت را داغ کند و نفت گرم و بخار شده، از یک مجرای باریک(پستونک) بوسیله ی فشار بادی که در مخزن نفت وجود داشت به طرف یک توری هدایت بشه و نور شعله ی پر فشار خارج شده به توری بخوره و توری ، روشنائی خیره کننده ای را بوجود بیاره.نسل پیشرفته تر زنبوری با باد زدن تو مخزن نفت و باز کردن ضامن خروج اسپری نفت و گرم کردن سیستم بود که روشن می شد..زنبوری ها، پایه بلند و پایه کوتاه و بدون پایه بود.نسل بعدی درحقیقت چراغ گرد سوز شیک و بزرگتری بود که شرکت علاء الدین وارد کرده بود با این تفاوت که شعله ی فتیله ی گرد سوز میخورد به یک توری که این توری نور را تقویت میکرد و بسیار خیره کننده بود .
جمله ی معترضه(توری موصوف، قبل از بستن چون توری ابریشمی بسیار نرم و دوست داشتنی بود .بعد از یکبار روشن کردن به رنگ سفید در می آمد و با کوچکترین ضربه ای خرد و خاکشیر میشد و باید جایگزین میشد.اطلاعات علمی در این زمینه ندارم ولی شک ندارم ردی از رادیو اکتیو در آنست و دستمالی کردن خصوصا سوخته اش مضر برای بدن.گرچه یه چیزائی یادم میاد، پودرش را در داخل حفره های دندان خراب ه درد دار میریختند و مسکن درد دندان بود.)
بعد از اینها ، گاز مایع آمدو پیک نیک روشنائی! جای زنبوری رو گرفت .
هم اکنون هم در هر خانه ای یکی دوتا از اینا که با گاز شهری روشن میشود، روی دیوار نصب است..
همه ی این وسائل روشنائی بلاشک نیاز به تعمیر داشت و چراغ ساز ها، بازار پر رونقی داشتند. با ورود برق، استفاده از این چراغها کمتر و کاسبی چراغ ساز ها کم رونق شد.
دوستدارتان :عبداله قهقائی